آرشيو


October, 2002

بحث مذهب


حسين درخشان يه مطلب تو تاريخ 25 اكتبر نوشته با مطلع "گروگان گيرندگان" كه كلا 3 خطه اما تو بخش نظرخواهيش حدود 100 صفحه ميتونيد از آدماى مختلف بخونيد. واقعا خوندنيه. ميشه فهميد كه وقتى عنوان بحث مذهب و اين حرفاست چقدر نظرات مختلفه. حتما بخونيدش.



پيامى براى استادان محترم


" استادان عزيز كه براى ما زحمت ميكشيد و ما رو از دامن خود به بهشت ميفرستيد ( ببخشيد اون مادر بود!! ) اگه جسارت نباشه ميخوام بگم كه وقتى امتحان ميگيريد سوال سخت ميديد هيچ چى نميگيم, سوال از مطالب گفته نشده ميديد صدامون در نمياد, ميگيم بابا ما چند تا امتحان و پروژه ديگه هم داريم تحويل نميگيريد, خوب بابا حد اقل وقت امتحان رو به اندازه بدين. آخه اگه هيچ كس فرصت نكنه حتى صورت سوالها رو كامل بخونه ديگه چه فرقى بين اون كسى هست كه درس رو بلده و اون كسى كه نيست."

حتما ميگيد چرا اينا رو اينجا مينويسي. آخه كدوم استادى بيكاره بياد وبلاگ بخونه! يا اصلا از كجا معلوم كه طرف فارسى بلد باش!!! خوب جواب من هم اينه كه خودم همه اينارو ميدونم اما مگه وبلاگ جايى نيست كه هر كس از هر جا پره مياد اينجا داد ميزنه (شايد هم داد مينويسه!!) خوب من هم يكى از سوالا رو ( از سه تا!!) نرسيدم حل كنم. بذاريد يه كم داد بزنم خنك شم. داااااد…



EARLY BIRD


عاقلانه: تفسير به عهدهء پزشک معالج است

The early bird catches the worm;The early worm is caught by the bird



سايت خواننده وطنى


داشتم تو سايت يكى از خواننده هاى وطنى (دور از وطن البته!) ميچرخيدم كه رفتم به بخش هواداران. هر كى يه چيزى نوشته بود. يكى با بقيه طرفداران تو دربند قرار ملاقات گذاشته بود!! يكى از بقيه پرسيده بود كه تو آخرين كنسرت چه خبر بوده و …

اما از همه جالب تر جملات يكى از اون دو آتيشه ها بود كه عينا نقل ميكنم:

"تيتر: نوكرتم به مولا
متن: استاد چاكرتم. استاد مخلصتم. استاد در بدرتم. استاد ميخوامت به مولا. استاد بخون كه زنده ايم با آهنگات. باز بخون كه زندگى كنيم.
غلامتم استاد"

البته من خودم از آهنگاى اين خواننده خوشم مياد اما ديگه اين جور اظهار ارادت برام جالب بود. نميدونم كه من هم دلم ميخواست همچين پيروانى داشته باشم يا نه!!



فرم درخواست ويزا


Salman’s Weblog: اگه دوست داريد به حال خودمون بيشتر غصه بخوريد ‚ اين گزارش مجله National Review در مورد ويزاهاي تروريستهاي 11 سپتامبر رو بخونيد. در حاليكه ايرانيها و دانشجويان طفلي با 1000 سند و مدرك هم موفق به گرفتن ويزاي امريكا نمي شوند ‚ آقايون هواپيما ربا خيلي ساده و با فرمهاي Application پر غلط و اشتباه ويزا گرفته اند.

مثلا اين فرم درخواست ويزاي يكي از تروريستهاست : محل سكونتش را يك هتل در جده اسم برده ‚ گفته ازدواج كرده ولي اسم زنش را ننوشته ‚ سوال اينكه كي ساپورتت مي كنه را جواب داده Myself ! و چندين مورد ديگه اي كه طبق قانون حق دادن ويزا بهش را نداشته اند. گزارش پر سر و صداييه …



فوتبال قهرمان شديم


هورااا!!

فوتبال قهرمان شديم.

البته اينجا كه من نتونستم هيچ كدوم از بازى ها رو ببينم. اما از اين راه دور واقعا شيريني قهرمانى رو حس ميكنم. حتما مردم هم ريختند تو خيابونا و بزن برقص راه انداختن. آخه طفلك جوونا كه ديگه تفريح ندارند. فكر كنم اگه روشون ميشد واسه آخر شدن تو مسابقات هم حاضر بودند بيان تو خيابونا و شادى كنند!!

مثل اينكه در مجموع خيلى طلا نياورديم اما عوضش اين يكى طلا مزه ديگه اي داره. فكر كنم كره اي هاى ميزبان حاضر بودند نصف طلاهاشون رو بدند اين يكى رو بگيرند!! راستى اصلا عادلانه نيست كه طلاى فوتبال يا بقيه ورزش هاى گروهى رو يكى حساب ميكنند. حد اقل بايد به تعداد بازيكنها حساب كنند. نميشه كه يكى مثلا يه شيرجه بزنه بعد به همون اندازه حساب بشه كه 11 نفر آدم N تا 90 دقيقه دنبال توپ بدوند!



دوربين مداربسته


خرمگـس: دانشگاه ما بس که گرونه! به بهانه دزدي کلي دوربين مداربسته کار گذاشته! ديروز عصري که ديگه هيچ کي دانشگاه نبود من داشتم واسه خودم تو دانشکده پرسه مي زدم, گفتم حالا که هيچ کي نيستش انگشتي در دماغ کنيم! آقا ما تازه عمليات رو شروع کرده بوديم که ديدم اي دل غافل جلو يکي از اين دوربين ها واستادم!! زودي عمليات متوقف و سوت زنان از موضع دور شدم!

اما بازم بد نشدش , حداقل پولي که واسه دوربين ها دادن حروم نشدش و از يه کار غير اخلاقي جلو گيري شدش.



مطلب جنايى


باز ميخوام مطلب جنايى بنويسم. خوب چيكار كنم. موضوع روزه ديگه. ماجراى همون قاتل ناشناسه كه مردم رو تو خيابون بيخود و بى جهت شكار ميكنه! نكته جالب رعب و وحشتيه كه تو دل همه افتاده. همه جا حرفش رو ميزنند. هر جا هم ميخواى برى همه ميگن مواظب بش شوت نشي!! راستى كه ما آدما چقدر جونمون رو دوست داريم. قراره روزى يه نفر كاملا تصادفى به لقا الله (يا يه چيزى تو همين مايه ها!) بپيونده همه فكر ميكنيم كه حتما همون يه نفريم. حتى اگه بدونيم شانسمون كمتر از 0.00001 است. ولى جالبه كه هيچ كس در مورد اتفاقات خوب اينجورى چرتكه نميندازه. و گر نه همه مردم بايد توى هر چى مسابقه بخت آزماييه شركت كنند (راستى گفتم بخت آزمايى حكايت اين ارمغان بهزيستى چى شد؟ آخر معلوم شد كى پولاى ملت رو هپلى هپو كرده؟!!)



بكش بكش تو آمريكا


مثل اينكه خبر بكش بكش تو آمريكا بعضى ها رو تو ولايت خودمون هم تحريك كرده! البته واقعا خبر تكان دهنده و وحشتناكيه. قتل 9 نفر يك جا توسط يك نفر در محلات. اما همين قضيه حد اقل نشون ميده كه تو مملكت ما هم از اين خبرا كم نيست فقط آمارش منتشر نميشه. (كه اگر بشه چى ميشه!) شرح واقعه رو از اينجا گوش بديد.

راستى آمار اون قتلها هم كه قبلا بهتون گفتم رسيد به 7 تا! داره كم كم مثل قتل هاى زنجيرى خودمون ميشه. ديگه تو همه كارى دست زياد شده, حتى آدم كشي!



امنيت آمريكا


يه خورده از امنيت آمريكا براتون بگم. از ديروز يه آدم ديوونه راه افتاده و توى يه محله همين جورى آدم ميكشه! هر كى رو با قيافه اش حال نكنه يه حالى بهش ميده. (چه قدر لاتى شد!!) تا حالا 6 تا تير شليك كرده كه 5 نفر رو كشته (نشونه اش هم خوبه!!) فرق هم نميكنه كى باشه. همه رقم آدم كشته (سفيد, سياه, زن, مرد, آمريكايي, مكزيكى – اصلا هم اهل تبعيض نيست طفل معصوم!)
خلاصه كه اين آقا (شايد هم خانوم!!) باعث شده كه محله MONTGOMERY COUNTY كه از امن ترين محلات آمريكا بوده ( از اول سال فقط 20 تا قتل داشته!!) يه دفعه كلى نا امن بشه.

حالا باز بگيد ايران جاى بديه آدم توش امنيت نداره. بابا ديگه تو ايران هر چى باشه موقع چمن زدن آدم رو دم در منزلش كه نميزنند بكشند ( البته شايد چون كسى اونجا چمن خونه اش رو نميزنه يا اصولا خونه ها چمن ندارند!!)



Web Analytics