آرشيو


November, 2002

سكه يك سنتی


پسر كوچكي، روزی هنگام راه رفتن در خيابان، يك سكه يك سنتی پيدا كرد. او از پيدا كردن اين پول، آن هم بدون هيچ زحمتي، خيلی ذوق زده و خوشحال شد. اين تجربه باعث شد كه او بقيه روز ها هم با چشمان باز، سرش را به سمت پايين بگيرد. او در مدت زندگيش در مجموع 13 دلار و 26 سنت پيدا كرد. در برابر بدست آوردن اين پول، او زيبايی دل انگيز 31369 طلوع خورشيد، درخشش 157 رنگين كمان و منظره درختان افرا در سرمای پاييز را از دست داد. او هيچگاه حركت ابرهای سپيد را بر فراز آسمانها در حاليكه از شكلی به شكل ديگر در می آمدند، نديد. پرندگان در حال پرواز، درخشش خورشيد و لبخند هزاران رهگذر، هرگز جزيی از خاطرات او نشد.

نقل از روزنامه همشهری



سخنرانى كوفى عنان


چند روز پيش رفتم سخنرانى "كوفى عنان" تو دانشگاهمون. طفلك آدم خوبيه. حيف هيچ كس تحويلش نميگيره. هر چى ميگه بابا جنگ رو بيخيال شين كسى گوش نميده.

آخر مراسم هم يه دكتراى افتخارى از طرف دانشگاه بهش دادند. شانس رو ميبيني. دبير كل سازمان ملل هم نشديم وگر نه الان دكترا رو گرفته بوديم رفته بود پى كارش. تازه اون هم تو رشته PUBLIC SERVICES. اصلا چى هست؟؟!!



علامت پيرى


يه سوال:

علامت پيرى چيه؟ يا به عبارت ديگه از كجا بفهميم كه پير شديم يا نه؟ بايد حتما گلگيرها (موهاى بغل سر – مترجم) سفيد بشه و فركانس دكتر رفتن آدم بالا بره تا نشون بده يكى داره پير ميشه و يا ميشه از چيزاى ديگه هم فهميد؟ مثلا اگه آدم چيزى از يه مشت فرمول خفن نفهمه دليلى بر پيرى ميشه؟ اگر حافظه آدم شديدا افت كنه* چي؟ من كه فكر ميكنم بزرگترين قتل عام تاريخ داره تو مغز من اتفاق مى افته. هر روز هزار تا هزار تا اين سلولهاى عصبى بيچاره دارن ميميرند جورى كه دل هر بنى بشرى كباب ميشه.

*: حتما اين حكايت رو شنيدين كه ميگن يكى ميره دكتر ميگه من شديدا كم حافظه شدم دكتر ميپرسه چند وقته, طرف ميگه چى چند وقته؟!! خلاصه حكايت حافظه من هم يه چيزى تو همين مايه ها شده.
اگه ديدين يه روز ديگه وبلاگ ننوشتم بدونين حتما ديگه PASSWORD اكانتم تو BLOGGER يادم رفته!!



مغز پلاستيك


يه استاد داريم كه وقتى سر جلسه امتحان مياد يه مغز پلاستيكى با خودش مياره و خيلى با جديت ميگه اگه كسى نياز داره بگه. كلى از بچه ها هم استقبال ميكنند. اون وقت استاد تو كلاس راه ميفته و مغز رو ميده تك تك كه براى تبرك يه دستى بهش بكشند كه مثلا امتحانشون خوب بشه. فكر هم نكنيد كه براى شوخى اين كارو ميكنند. واقعا كه بعضيها چقدر خرافاتى هستن.



پسر آقاى القاعده


خبر رسيده كه يكى از پسراى اين آقاى القاعده ( اسامه جون) رو تو ايران گرفتند. من كارى به قسمتهاى سياسى قضيه ندارم اما فكر ميكنم اگه من به جاى بن لادن بودم اصلا نمى فهميدم يكى از 23 تا پسرم گم شده!!



Web Analytics