آرشيو


February, 2003

علامت سوال


استاد داشت درس ميداد. هی نمودار ميكشيد و با شور وصف ناشدنی نمودار ها رو توضيح ميداد. من هم با تمام نيرو سعی ميكردم بفهمم چی ميگه. به يه جا رسيد كه يه نمودار رو نفهميدم. تو جزوه ام يه علامت سوال كشيدم. نمودار بعدی رو كه كشيد، استاد گفت كه اين نمودار كه اصلا معلوم نيست چی ميخواد بگه، و خودش هم يه علامت سوال جلوی نمودار گذاشت! اينجا بود كه فهميدم بين معلومات من و استاد فقط يه نمودار (يا يه علامت سوال) فاصله است!!

يه نكته بی ربط: تا حالا براتون اتفاق افتاده كه يه مطلب رو كه خودتون نفهميدين، برای كسی توضيح بدين و اون بفهمه؟!



لينك به مترجم PINGLISH


حسين عزيز يه لينك به مترجم PINGLISH من داده كه خيلی ازش ممنونم. وقتی كسی مثل حسين درخشان به آدم لينك بده، يك دفعه تعداد ملاقات كنندگان آدم، EXPONENTIALLY (يعنی خيلی يهويي!) ميره بالا.
البته قبلا هم كسانی لطف كردن و به مترجم لينك داده اند.( اين و اين و اين و…)
از همه كسانی كه ايميل ميزنن و از مترجم تعريف ميكنند و يا پيشنهاد ميدن هم ممنون. اميدوارم كه فرصت كنم و مترجم رو كامل تر كنم.



My First English Post


Hi,

I am an Iranian student, living in the United States and studying in one of the universities of the east coast. I also have a weblog in my native language, Persian named Gahi Godari which means “Once in a While”, “Now and Then” or “From Time to Time”.

In this English weblog, I am going to write about different topics including my experiences about living in this country and also learning English as a second language.

In fact when you enter a new country or start talking a new language, many funny or sad things happen for you every once in a while. So I may sometime write about such experiences. These experiences can be interesting and maybe useful for a foreigner who also has or will have similar experiences. Meanwhile, it can help American people to know more about other people (especially Iranians)’ thoughts and also challenges they have in the U.S. Also, I will try to introduce my homeland, Iran and give a better view about her people and their culture.

I believe that all people around the world are limbs of one body as a Persian poet, Sa’di said it over 700 years ago. His words are now written above the portal to the United Nation. What causes difference and even arguments among people is a tall wall of misunderstanding (as said by President Khatami), which can be removed by more and more dialogue among civilizations. I hope this weblog can be a tiny source in this direction.

So, check my weblog out every once in a while as I update it.

Gahi Godari (Once in a While)



آدما دو دسته اند


" آدما دو دسته اند. يه دسته اونايی كه تفنگ دارند و يه دسته اونايی كه زمين رو ميكنند!! (با فتحه خونده بشه!)" – نقل از فيلم خوب، بد، زشت

آدما دو دسته اند، يه گروه اونايی كه درس ميخونند و يه گروه اونايی كه بقيه كارای دنيا رو انجام ميدن!! شايد خيلی به نظرتون جمله سنگينی بياد اما من دارم كم كم به اين تئوری ايمان ميارم. آخه هر چی به اين بچه درسخونا (نگيم خرخون، زشته!) نگاه ميكنم ميبينم اينا تو زندگی فقط به يه چيز فكر ميكنند اونم درس خوندنه. اصلا انگار نه انگار كه پديده های ديگه اي هم تو اين دنيا به جز اين كتاب و جزوه ها وجود دارن. يادمه يكی از اين دوستا داشتم، از اينايی كه به قول سهراب " يونجه (كتاب!) را ميفهميد". هر وقت ميخواستيم زجرش بديم، ميبرديمش سينما!! خلاصه من نميدونم اگه اين جور آدما برسن به اون مرحله كه آخرين فرمول آفرينش رو كشف كنند و به END علم برسند، ديگه چه ميكنند!

حالا شايد دارين فكر ميكنين كه اين لجش گرفته كه خودش اين كاره نيست، هی از اين حرفا ميزنه. شايد هم همين باشه. دروغ چرا؟!! راستش يه وقتايی من هم بدم نمياد طعم زندگی تو اين عوالم رو بچشم، اما چه كنم خدا نخواست ما درسخون بشيم!



قيافه ديدنی


واقعا قيافه ام ديدنی شده بود!

داشتيم با چند تا از بچه ها حرف ميزديم، پرسيدند برای VALENTINE چه كار كردي؟ كادو چی گرفتي؟ و از اين حرفا.

گفتم بابا VALENTINE كيلو چنده؟اينا سر كاريه. اينا مال اين جووناست. مال بچه گربه هاست!! اينا كه هی عاشق ميشن و بعد قهر ميكنن و آشتی ميكنند و بايد به هم هديه بدن و …. . گفتم اينا ديگه از ما گذشته!! خلاصه يه چند دقيقه اي سخنرانی كردم و بعد از خداحافظي، هر كی رفت سی خودش ( اين جمله رو فهميدين؟ نميدونم به لهجه كجايی بود!) من هم اومدم كه برم تو اتاقم سر كار و گرفتاری روزانه كه ديدم روی ميزم يه دسته گل رز صورتی بزرگ داره چشمك ميزنه!! شما اگه به جای من بودين چه حالی بهتون دست ميداد؟

واقعا قيافه ام ديدنی شده بود!



صنعت COPY-PASTE


صنعت COPY-PASTE يكی از بزرگترين دستاورد های بشر در علم كامپيوتر است. از اون در موارد بسيار متنوعی استفاده ميشه:

در برنامه نويسی كه خيلی به درد نوشتن FUNCTION های شبيه به هم ميخوره. ( البته حتما ميدونيد كه به اين كار ميگن CODE-REPLICATION و كار بسيار بديه و نشانه نقص برنامه نويسيه!)

همچنين برای نوشتن گزارش پروژه در محيط هايی مثل MICROSOFT WORD به درد ميخوره كه در اين مورد كمك بزرگی به اصل بقای پروژه* هم كرده.

در محيط هايی مثل UNIX هم باعث كاربرد كليد وسطی ماوس شده (كه هميشه فكر ميكرديم به چه درد ميخوره!)

با پيشرفت كامپيوتر ، صنعت COPY-PASTE هم پيشرفت كرده و ميشه DATA رو از محيط های مختلف و گاه بی ربط به همديگه كپی كرد. مثلا از POWER POINT ميشه برد تو WORD يا از MATLAB برد تو EXCEL و يا موارد ديگه كه اين مسئله هم باعث شده در مواقعی ما رو جو بگيره و بخواهيم مثلا از يه كامپيوتر به كامپيوتر ديگه و يا از كتاب های درسی به گزارشات يا تمرينات عمل COPY-PASTE رو انجام بديم كه خوب متاسفانه هنوز علم اين قدر پيشرفت نكرده!

و اما يه كاربرد جديد: كاشف به عمل اومده كه دولت بريتانيا هم در آخرين گزارشش به سازمان ملل در مورد سلاحهای كشتار جمعی عراق كه ادعا كرده خيلی هم داغه، از مطالب چندين سال پيش و حتی مقاله های دانشجويی استفاده كرده (پس ما هم اميدوار باشيم شايد اين مقالات صد منی ما هم شايد يه روزی به درد بخوره!) جالب اينه كه بسيار خوب هم از صنعت COPY-PASTE در اين مورد استفاده شده به طوری كه حتی غلط های املايی و گرامری متن اوليه بدون هيچ دستكاری در گزارش تكرار شده! ميتونيد اينجا مفصل تر در اين مورد بخونيد.

*: اصل بقای پروژه مي گه پروژه نه به وجود مياد نه از بين ميره، فقط از ترمی به ترمی و از دانشجويی به دانشجوی ديگه منتقل ميشه!



واژه نامه


"سورپريز" يا به قول فرنگيا "سورپرايز" پديده ايست با كاربرد های مختلف. از اون ميتوان برای شاد كردن، ناراحت كردن و يا خدای نكرده كشتن!! كسی استفاده كرد. كاری به فرهنگ دهخدا و WEBSTER و اين حرفا ندارم اما در واژه نامه دوستان صميمي، اين كلمه به معنی اينه كه يه ايميل ميزنی به يه عالمه آدم كه " ايهالناس، فلان روز تولد فلانيه، بياين سورپريزش كنيم". يعنی يه جا جمع بشيم و طرف رو هم به يه بهانه اي بكشيم اونجا و يهو همه بخونيم "تولدت مبارك" و كلی خوش بگذرونيم!
جهت اطلاعات بيشتر در مورد اين كلمه، به خودم مراجعه كنيد!!

اما اگه خواستين خودتون (مثل عناصر خود سر) از اين كلمه استفاده كنيد، اول يه نوار قلبی چيزی از طرف بگيرين كه نكنه يه دفعه روز تولد و وفاتش يكی بشه!



Web Analytics