آرشيو


March, 2003

كپی رايت


امروز كلی وبلاگ خوندم. ميدونين چرا؟ چون فردا بايد يه پروژه تحويل بدم و چهارشنبه هم امتحان دارم!!
القصه، داشتم تو وبلاگ يه نفر ميچرخيدم كه حس كردم مطلب برام آشناست و توی يه وبلاگ ديگه قبلا خوندمش. گفتم نكنه طرف مطلب رو كپ زده، يه آبم روش! كلی گشتم تا اون يكی وبلاگ رو پيدا كردم. خوشبختانه ديدم كه اسم نويسنده رو نوشته و به بلاگش هم لينك داده. خيالم راحت شد و كلی خوشحال شدم كه اين اهالی بلاگستان كه خودشون آخر نقض كپی رايت هستند *، حداقل بين خودشون اين مرام حق و حقوق نگارش رو حفظ ميكنند.

*: اگه نسبت به اين مسئله شك دارين به يه سوال كوچيك جواب بدين: اين BROWSER كه دارين منو توش ميبينين، خريدين؟؟!!



قانون قطار


دلتنگستان: آقاي کارمنديان مي داند که در قانون قطار نوشته اند تا زماني که صندلي خالي وجود دارد هيچ کس کنار ديگري نمي نشيند

گاهی گداري: راستی چرا؟؟؟



تقلب قانوني


اين خط و خوط های عجيب و غريب كه مشاهده ميكنين، چيزی نيست جز برگه تقلب اينجانب در امتحان ميان ترم هفته پيش! البته اين از اون نوع تقلب های قانونيه كه خود استاد پيشنهاد ميكنه. ميگه روی يه برگه A4 هر چی فرمول دلتون ميخواد بنويسين و بيارين. ملاحظه ميكنين كه نتيجه چی ميشه! تمام جزوه و كتاب و … به شكل ZIP شده مياد رو يه برگ كاغذ. اين يكی از پيشرفته ترين دستاورد های بشر در زمينه COMPRESSION و CODING است. و البته شايد بی فايده ترين اونها! چون خود استاد هم ميدونه كه اين سوالها رو با دونستن اين فرمولا نميشه حل كرد!! فقط من نميفهمم كه چرا ما رو ميذاره سر كار. اگه به جای اين همه قطار مورچه راه انداختن، دو كلمه درس ميخونديم كه بهتر بود!!
– اگه ميخواين كل برگه CHEAT SHEET من رو ( انگليسيش رو هم ياد بگيرين!! ) ببينين، روش كليك كنين. ميتونيد حدس بزنين چه درسيه؟



پيغام های اتوماتيك شبكه های تلفن


باز عيد اومده. نو شدن زمين و زمان و لباس ها و عقب و جلو شدن ساعت (كه ما آخر نفهميديم كدوم وری ميره!!) و تبريك و ديد و بازديد های هول هولی (شما برين خونه ما داريم ميايم!!) و هزاران تحول اساسی و غير اساسی ديگه در زندگی بشريت. اما يكی از مهمترين اين پديده ها، تلفن زدن به اقوام و دوستانی است كه در اون سر دنيا زندگی ميكنند. نكته قابل توجه به جز برخورد های عجيب طرف مقابل مثل شما كی بودين، الان كجايين و از اين حرفا، پيغام های اتوماتيك اين شبكه های تلفنه. يا ميگه "مشترك مورد نظر در شبكه تشريف ندارن". يا "خواب تشريف دارن!!" و از همه جالب تر اينه كه ميگه "تلفن به علت عدم پرداخت صورت حساب تا اطلاع ثانوی تعطيله!!". و جالب اينه كه اگه همون وقت دوباره تماس بگيري، يه دفعه صورت حساب پرداخت شده و همه مشكلات حله. پس اگه شما هم با چنين پيغامی روبرو شنيدين، نا اميد نشين و طرف رو سرزنش نكنين. ديگه پيشامده، پيش مياد ديگه.



احساس عيد


اگه خيلی احساس عيد بهتون دست داده، اگه خيلی فكر ميكنين همه چی خوبه، اگه مدت زياديه از ايران دور هستين و يادتون رفته اونجا چه خبره، اين مطلب شيده رو تو كاپوچينو بخونين. همه چی يادتون مياد. البته ای كاش همش دروغ بود، اما…



آهنگ سياوش قميشی


سياوش قميشی يه آهنگ جديد خونده، به ياد كسی كه از دست رفته. خيلی به دلم نشست. شايد به دل هر كی ديگه هم كه عزيز از دست رفته اي داره بشينه:

خوابيدی بدون لالايی و قصه
بگير آسوده بخواب بی درد و غصه
ديگه كابوس زمستون نميبينی
توی خواب گلهای حسرت نميچينی
ديگه خورشيد چهره تو نميسوزونه
جای سيلی های باد روش نميمونه
ديگه بيدار نميشی با نگرونی
يا با ترديد كه بری يا كه بمونی
رفتی و آدمكها رو جا گذاشتی
قانون جنگلو زير پا گذاشتی
اينجا قهرند سينه ها با مهربونی
تو تو جنگل نميتونستی بمونی
دلتو بردی با خود به جای ديگه
اونجا كه خدا برات لالايی ميگه
ميدونم ميبينمت يه روز دوباره
توی دنيايی كه آدمك نداره



ماجراهای تن تن


 
نميدونم شما هم مثل من دوران كودكی رو با ماجراهای تن تن گذروندين يا نه. من كه هيچ وقت يه سری از صحنه هاش و مخصوصا جملات شاهكار كاپيتان هادوك، پرفسور تورنسل و دوپونت ها يادم نميره.
حالا خبر جديد اينه كه اين آقای اسپيلبرگ كارگردان معروف ( ايتی و پارك ژوراسيك و …) تصميم داره كه از ماجراهای تن تن فيلم بسازه. اينجا كامل بخونين.



فتح مريخ يا …


در سر مقاله IEEE SPECTRUM اين ماه نكته جالبی نوشته بود:
" جورج بوش پدر در 2 فوريه 1990 گفت: هدف ما فتح مريخ توسط آمريكايی هاست و اين كار را در مدت عمر كاری دانشمندان و مهندسين كنونی انجام خواهيم داد.
سيزده سال بعد، اين بار جورج بوش پسر بود كه برای يك ملت بهت زده، درباره مرگ 7 فضانورد كه در سفينه كلمبيا كشته شدند صحبت كرد. "



خانوم كوچولو


نظرتون راجع به اين خانوم كوچولو چيه؟!!
اونايی كه دنبال زن ميگردند بذارين مشخصات بيشتر بدم:
سن: 17 سال
قد: 2.33 متر
مليت: لهستانی
شغل: بازيكن بسكتبال( اينو فكر كنم ميدونستين!)
آرزوهای شخصي: بازی در WNBA و رسيدن به قد 2.40 متر!!
شرمنده كه اطلاعات بيشتر مثل اينكه چند تا خونه داره، كله پاچه بلده درست كنه يا نه، باباش چند تا سكته كرده يا يخچال خونه شون چه رنگيه (برای وقتی كه تو خيابون با هم گرفتنتون!) ندارم. اما اگه يه سر تشريف ببرين ولايتشون، فكر نميكنم پيدا كردنش خيلی سخت باشه!! بشتابيد كه غفلت موجب پشيمانی است!



Web Analytics