آرشيو


April, 2003

كراوات


كراوات يا افسار تمدن يا دراز آويز زينتي، پديده اي است بلا تكليف در دنيای مدرن. در ايران به عنوان عامل تهاجم فرهنگی و غربزدگی و از اين حرفا تقريبا ممنوع است ( اما دليلش رو هم كسی نميدونه، چون كت و شلوار هم همين معانی رو ميتونه بده اما ممنوع نيست! ) در ايران همه فكر ميكنند اين غربيها هر روز صبح كراوات ميزنند و از در خونه ميرن بيرون. اما تو غرب اينجوری فكر نميكنند!! به ندرت ( اون هم توی فيلمها! ) ممكنه كسی رو ببينی كه كراوات داره. توی دانشگاه اگه كسی كراوات بزنه، ميگن حتما مصاحبه داره برای كار ( كه چون فعلا از كار خبری نيست، پس طبيعتا از كراوات هم خبری نيست! )
از خواص كراوات يكی اينه كه ممكنه توی شير بيفته (مثل رابرت، آقايی كه نميخواست آدم بزرگ باشه! ) كراوات بعضيها خيلی پهنه (مثل آقای پتيبل ) و مال بعضيها مكش مرگ ماست ( با طيفی از تمام رنگ های اجق وجق)

و دست آخر اينكه، اگه يه روزی يه مهمونی با كلاس خواستيد بريد و احساس كرديد كه برای تكميل خوش تيپی فقط كراوات رو كم داريد و بلاخره با كلی منت يكی جور كردين ولی در يافتين كه بلد نيستين ببندينش، به جای استفاده از خلاقيت خودتون كه ممكنه باعث خنده و تفريح دوستان بشه، اول يه سر به اين سايت بزنيد و ياد بگيرين، بعدا اقدام كنيد. چرا فكر ميكنيد نميشه از اينترنت برای كار مسخره اي مثل كراوات زدن استفاده كرد. آخه اينترنت كه فقط برای مسائل اساسی زندگی مثل چت كردن و وبلاگ خوندن كه نيست كه!
پی اس!: اگه دوست داشتين، يه چند تا كراوات عجيب غريب هم تو اين سايت ببينين. فكر ميكنين كدوم را حاضرين به خودتون نصب كنين؟!



خريد ONLINE


اگه در آمريكا يا كانادا و يا كشور ديگه اي زندگی ميكنين كه امكان خريد ONLINE دارين و يا يه فاميل حسابی دارين كه لب تر كنين همه چی براتون از اونجا ميفرسته! و اگه CREDIT CARD هم دارين و اگه اصولا ميخواين چيزی بخرين! ميتونين قبل از خريد برين تو اين سايت. يه مشت آدم باحال در مورد تجربيات خريد های روزانه شون اونجا مينويسند كه مثلا اگه ميخواين LAPTOP بخرين اين سايت الان ارزون ميفروشه. و حتی ميگه اين هم شماره كوپن منه! برين اونجا بنويسين و تخفيف هم بگيرين. باور كنين خيلی سيستم جالبيه. برای من كه جواب داد. اميدوارم شما هم راضی برگردين.



سينا مطلبی


سينا مطلبی بازداشت شد. چرا؟؟ دليل ميخواد؟ فكر نميكنم. همين كه احساس كرده بايد حرفشو بزنه. همين كه احساس كرده داريم چيزی شبيه به دموكراسی رو در ايران تجربه ميكنيم. هم كه مثل خيلی هامون نگفته به من چه. همين ها بزرگترين دليله برای بازداشتش. بازداشت صدا، كه مدتهاست تو ايران صورت ميگيره.

ما چه بايد بكنيم. نميدونم. تنها چيزی كه به فكر من رسيد، نوشتن همين چند خط بود. شما هم اگه وبلاگ دارين، بنويسين. حتی يه خط. بايد بالاخره بفهمند كه اين همه صدا رو نميشه خفه كرد.
سينا جان، اميدوارم كه زود برگردی و به فرناز و مانی عزيزت بپيوندي.



اسم آمريكا


ميخوام يه كار جديد بكنم. نظری رو كه به يه نوشته يه وبلاگ ديگه دادم، تو وبلاگ خودم هم بذارم!:
وبلاگ زن نوشت يه سوال كوتاه مطرح كرده با اين مزمون:

وقتی اسم آمريكا رو ميشنوين، بلافاصله چه صفتی مياد تو ذهنتون؟

جواب های خيلی جالبی به اين سوال داده شده. خيلی ها روشنفكرانه نكات مثبت و منفی آمريكا رو به ظرافت بيان كردند. اما خيلی متاسف شدم كه بعضيها آمريكا رو در كوكا كولا و مك دونالد و بروس ويليس ميبينند. به همين خاطر گفتم كه من كه تو پايتخت آمريكا زندگی ميكنم چند تا نكته رو توضيح بدم كه اونايی كه نديدن روشن بشن و بفهمند كه اون چيزی كه تو فيلم ها نشون ميدند، آمريكای واقعی نيست:

1. اگه فكر ميكنين آمريكا همه جاش قشنگه، بدونين كه آسفالت خيابونای واشنگتن، ده ها بار از تهرون خودمون بد تره. (بگم به خدا باور ميكنين؟!) توی سه چهارم اين شهر از كثيفی حال آدم بد ميشه. خونه ها و كوچه های كوچيك و كثيف، مردم كثيف و خطر ناك. حتی همون مك دونالد هايی كه وقتی ميری توش غذا ميخوري، معلوم نيست كه سالم بموني!

2. اگه فكر ميكنين اينجا همه چی منظمه و حساب كتاب داره، بدونين كه كم نبوده كه من به هزار جا برای يه كار كوچيك زنگ بزنم و آخرش هيچ چی به هيچ چي. كم نبوده كه اشتباهات بديهی توی كارشون پيش مياد. و كم نيست كه يه مشكل ساده داشته باشی و هيچ كس جواب گو نباشه. ( البته در خيلی از موارد هم سرويساشون عاليه)

3. اگه فكر ميكنين پليس و FBI اينجا خدا هستند (مثل تو فيلما) بدونين كه چند ماه پيش توی همين واشنگتن، يه تك تير انداز رو دو هفته طول كشيد تا بگيرنش. اون هم بعد از اينكه حدود 20 نفر رو زد و آخر هم خودش خودش رو لو داد.

3. اگه فكر ميكنين اينجا آخر دموكراسيه بدونين كه يه ماه پيش دو نفر برنده جايزه صلح نوبل رو توی همين واشنگتن به جرم مخالفت با جنگ باز داشت كردند.

4. اگه فكر ميكنين اينجا در دانشگاهاش فيل هوا ميكنن، بدونين كه بسياری از پروژه های احمقانه صد تا يه غاز كه پشتش هم هيچ چی نيست، از توی همين دانشگاه ها مياد بيرون ( البته نه همشون ).

خوب DEPRESS شدين!! اينا رو نگفتم كه همه چيز اين سرزمين رو زير سوال ببرم. هزاران حسن غير قابل انكار در همين جا هست كه خود من هم به همون دلايل ترجيح دادم اينجا زندگی كنم. اما فقط خواستم بگم كه اين قدر سطحی دنيا رو از همون زاويه كوچيكی كه جلومون باز كردند نبينيم. هميشه همه چی به قشنگی تو فيلما نيست.
همه جا خوبی و بدی خودش رو داره. و به خدا همه جا ميشه زندگی كرد و از زندگی لذت برد.



شوهر آقا


نميدونم حكايت شوهر پيدا شدن برای خورشيد خانوم رو شنيدين يا نه. خيلی جالبه. ايده خيلی بكره. خود خورشيد خانوم هم يه جورايی كف كرده. بگذريم.

نكته جالب ادبياتيه كه اين شوهر آقا استفاده ميكنه. واقعا نماينده يه فرهنگه. من فقط يه جمله اش رو مينويسم. بقيه رو توی وبلاگش بخونيد:
 
" خواننده مردمی محبوب،بامرام،با معرفت،افتخار داشهای عالم ،سوپراستار صنف محترم و زحمتکش رانندگان بيابونی ، نابغه عالم موسيقی و ته بچه با حالها : عزيز دلم «جواد يساری». "



هكر باحال


يه بچه باحال ( از نوع هكری ) چند روز پيش با هك كردن اكانت مقامات دانشگاه، يه اميل فرستاد برای 3500 دانشجو توی دانشگاه ما به مزمون زير:

" به علت كسری بودجه، امروز دانشگاه تعطيله!! "
اينكه ملت چقدر كف كردند، بماند. اما به هر حال چند ساعت بعد، ريس دانشگاه مجبور شد يه ايميل بزنه كه بابا چه كشكي، چه پشمي، تعطيلی كدومه. هك بازی بوده و از اين حرفا.
من كه راستش دلم خنك شد. اين هم سزای كسانيه كه همه پول ماليات ملت رو ميكنند موشك، ميفرستن تو سر مردم بدبخت اون ور دنيا، بعدش هی ميگن پول نداريم، بودجه دانشگاه رو به قول خودشون CUT ميكنند.



ديگه پشت …


پرنسس:ديگه پشت دستمو داغ می کنم که تا زنده ام عاشق هيشکی نشم …
ديگه پشت چشممو خط می کشم که تا زنده ام همه عاشقم بشن !



سيستم نظر خواهی


يه سيستم نظر خواهی جديد پيدا كردم ( از وبلاگ پيام ) اميدوارم از قبلی بهتر باشه. شما هم اگه نظر بدين خوشحال ميشم.
گفتم پيام، اين رو هم بگم كه گفته ميخواد ديگه ننويسه. خيلی حالمو گرفت، چون به نظر من يكی از قشنگترين وبلاگ ها رو مينوشت. اميدوارم كه تغيير عقيده بده. آخه آدم كه در اوج شهرت و محبوبيت كناره گيری نميكنه. مگه صدام رو نديدين كه چه جوری تا آخرين لحظه موند. (چه مقايسه بی ربطي!!)



قيافه تابلو


سر يك كلاس حدودا 100 نفری نشسته بودم ( ياد كلاس های 10، 20 نفری ايران بخير ). استاد پرسيد: " كی ميدونه مقياس اندازه گيری زمان بر اساس ثانيه از كجا اومده؟ " من هم يك دفعه نبوغم گل كرد و از وسط كلاس گفتم: " از روی ضربان قلب انسان ". استاده هم كلی ذوق كرد و گفت: " كاملا درسته و اتفاقا اولين بار از همون طرفای شما هم اومده!! سومريها اولين بار اينجوری زمان رو اندازه گرفتند. "
كلی شوكه شدم كه عجب قيافه تابلويی دارم كه استادی كه من تا به حال نه پيشش رفتم كه برای نمره موس موس كنم! و نه شجره نامه ام رو براش رو كردم، حدس زد كه من كجاييم. البته راستش خيلی هم مطمئن نيستم كه به ايران فكر كرده باشه. اما خدا نكنه كه فكر كرده باشه عربم. ( البته اينجا فرض بر اينه كه ايرانيها هم عربند! ) آخه بابا به چه زبونی بگيم كه ما….. ( اصلا ولش كن! )



دروغ سيزده


نميدونم اين سنت از كجا اومده، چه رابطه ای با APRIL FOOL داره، كدوم اول اختراع شده، اصلا چيز خوبی هست يا نه. اما به هر حال من امسال امتحانش كردم.
يه نامه خيلی مختصر به شرح زير نوشتم و ظهر سيزدهم به 37 نفر ايميل كردم (13+37=50 اما ربطی نداره!) :

" تبريك، تبريك! جنگ تموم شد. صدام تسليم شد. هورااااااااا!"

در كمتر از نيم ساعت 19 تا جواب گرفتم. همه جور عكس العملی توش بود. بعضی ها كه به راحتی دست منو خونده بودند. (نميدونم چرا، به خدا آدم دروغگويی نيستم!) بعضی اعتراض كردند كه بابا APRIL FOOL ديروز بوده، چند نفر هم مثل اينكه تموم اينترنت رو شخم زده بودند كه ببينند خبر چه قدر موثقه، چند نفر هم شاكی شده بودند و گفتند كه ما به صد نفر ديگه هم خبر رو رسونديم (فكر كردين شايعه چه جوری درست ميشه؟!) چند نفر هم به قول معروف بهشون خورده بود و كمونه كرده بود! (يعنی جواب ندادند!)
به هر حال تجربه خوبی بود. نتايج اخلاقی و غير اخلاقی زيادی هم داشت كه خلاصه اونها به شرح زيره:
– سيزده بدر چيز خوبيه.
– دروغ گفتن كار بديه.
– جنگ هم چيز بديه.
– اكثر مردم باور نميكنند اين مرتيكه احمق ( آقای صدام حسين عزيز!) تسليم بشه.
– مردم همه سر ظهر ايميل هاشون رو چك ميكنند.
– با وجود اينترنت و تكنولوژی پيشرفته اطلاعات، نميشه به اين راحتی سر مردم گول ماليد.

حالا اگه فكر ميكنين كه اين APRIL FOOL (يا دروغ سيزده خودمون) پديده خيلی متداولی نيست، اين سايت رو نگاه كنين كه 100 تا از بزرگترين دروغ های تاريخی APRIL FIRST رو نوشته. از همه قشنگتر به نظر من اين بود كه "در ايالت آلاباما، تصويب كرده بودند كه از اين به بعد عدد پی رو بايد به جای 3.14 فقط 3.0 گرفت!!"



Web Analytics