آرشيو


July, 2003

نظر


-چقدر حيف شد.
-راحت شدند. آخه چقدر ديگه ميخواستند زجر بكشند.
-چه شجاعانه رفتند.
-چقدر علم پزشكی هنوز عقب افتاده است.
-خوب شد هر دو تاشون رفتند. اگه يكی ميموند، خيلی زجر ميكشيد.
-چرا دنيا اينهمه ناعادلانه است.
-چرا عملی كه احتمال شكستش اينقدر بالا بود، اصلا انجام شد.
-عيب نداره، عوضش علم پزشكی پيشرفت كرد!

اينها نظرات مختلفيه كه مردم در مورد درگذشت لاله و لادن ميدن. نظر من چيه؟ واقعا نميدونم. روحشون شاد.
نظرات بيشتر رو اينجا بخونين.



لاله و لادن


دو سه روزه كه شديدا ذهنم مشغول ماجرای عمل جراحی لاله و لادنه، همون دوقلو های به هم چسبيده ايراني. راستش خيلی نگرانم و از ته قلب اميدوارم كه جفتشون سالم از زير عمل دربيان. اما قبل از اينكه نتيجه عمل اين مطلب رو تحت الشعاع قرار بده بذارين اين سه تا خبر رو بنويسم:
 
1. هزينه 280000$ عمل رو بيمارستان RAFFLES سنگاپور گفته نميخواد بدين.

2. رئيس جمهور خاتميموم گفته: " مبادا دست تو جيبتون كنيد ها. به خدا ناراحت ميشم. من خودم همه اش رو ميدم! "

3. سهام بيمارستان RAFFLES به خاطر انجام عمل لاله و لادن 19% افزايش يافت.



بليط مترو


حدود يك ماه پيش، دستگاه بليط خوان مترو اشتباهی 80 سنت زيادی از من پول گرفت. وقتی به مسئول مترو اعتراض كردم ( كاری كه آمريكايی هيچ وقت نميكنند، چون اصلا نميفهمند كه چيزی اشتباه شده!! ) گفت كه عيب نداره، پول رو براتون پست ميكنيم، البته بعد از پر كردن يه فرم بلند بالا ! حالا بعد از يك ماه، يك كارت مترو 70 سنتی برام اومده ،توی يه پاكت نامه كه 50 سنت تمبر روش خورده!! ديگه قضاوت با خودتون.

توضيح واضحات: 100 سنت برابر يك دلار است!



خانم آمريكايی فارسی زبون


ديروز با بر و بچ (به قول عمو حميد) رفتيم در دامن طبيعت. يه خانم آمريكايی هم اومده بود كه شوهرش ايرانی بود. با وجود اينكه تا به حال ايران نبوده، مثل بلبل فارسی حرف ميزد. كلی كيف كردم. بالاخره يكی هم پيدا شد زبون ما براش جالب باشه و بخواد ياد بگيره! حالا رگ وطن پرستيتون نزنه بيرون، راست ميگم ديگه. زبونی كه كلا 100 ميليون نفر حرف ميزنند ( تازه خيلی دست بالا گرفتم) كه ديگه ياد گرفتن نداره، اون هم وقتی ما اين جوری از خارجی ها تو مملكتمون پذيرايی ميكنيم. ( اتوبوس جهانگردا كه يادتون نرفته!)
به هر حال من كه خيلی از حرف زدن اين خانم آمريكايی لذت بردم.
يه برنامه شعر خوانی هم داشتيم كه فكر كنم اونجا ديگه بيچاره كم آورد. آخه ما كه خودمون به زور ميفهميم، ديگه چه توقعی از اين بنده خدا داريم. وقتی گفتم تو هم يه بيت بخون، گفت: "كوه به كوه نميرسه، آدم به آدم ميرسه!!"
اما ای كاش من هم بتونم يه روز انگليسی رو به اين روونی حرف بزنم. حالا خيلی حافظشون رو نفهميدم، بی خيال!



Web Analytics