آرشيو


October, 2003

خريد و فروش اينترنتی


پديده خريد و فروش اينترنتی هم ديگه داره خيلی جالب ميشه. همين طور جنس دست دوم و سوم و … است كه روی اينترنت خريد و فروش ميشه. مثلا آمازون در اين زمينه حرف نداره. اول ترم كتاب رو دست دوم ازش ميخری و آخر ترم هم ميفروشيش. اون هم كميسيونش رو ميگيره، خدا بده بركت. البته بگذريم كه همه ناشرها به خونش تشنه اند.
سايت eBAY هم كه حتما معرف حضورتون هست. از لنگه كفش پاره تا لوازم يدكی شاتل فضايی و يا يه شهر درسته رو با شهردارش ميتونيد اونجا معامله كنيد. (جريان شهر رو جدی گفتم ها!) يكی از با مزه ترين محصولاتش كه تازه بهش برخوردم، كوپنهای تخفيف سايت های ديگه است. يعنی اگه خواستين Laptop از Dell بخريد، اول بريد از EBAY كوپن 10% تخفيفش رو 1$ بخريد، بعد بريد سراغ Dell. اگه توی ايران هستيد، بگرديد، شايد همين كوپنهای گوشت و مرغ وطنی رو هم پيدا كنيد. ( البته اگه هنوز كوپنی هستند! )
اما جالب تر از همه اين يكيه:
چند ماه پيش يه فيلم DVD از روی سايت half.com خريدم. امروز از همون سايت يه ايميل برام اومده كه: "شما كه اين فيلم رو از روی سايت ما خريدي، حالا نميخوای بفروشيش؟؟!! خلاصه اگه خواستي، بيا بذارش روی سايت ما، خودمون برات آبش ميكنيم!"
جل الخالق. حواستون باشه يه وقت به اينا لو ندين، چی تو خونه تون دارين ها. فردا ميان دم IP تون ميشينن، كه جون من بيا وسايلت رو بفروش! آدم ياد اين بنگاه معاملاتی های مملكت خودمون ميفته كه گير سه پيچ ميدن.



چي بنويسم؟


بيست دقيقه وقت دارم كه چيزی بنويسم. چي؟ هنوز نميدونم.

شايد خوبه در مورد بازی امروز پرسپوليس و استقلال بنويسم. نه بابا، ولش كن. يه وقت ديدی نا خواسته از يه طرف طرفداری كردم، طرفدارهای طرف ديگه بهشون بر خورد!

ميتونم از كار های خنده دار اين آمريكايی ها بنويسم، ولی اون رو هم كه كسی باورش نميشه.

بذار اصلا يه چيز حسابی بنويسم. در مورد زهرا كاظمي، شيرين عبادي، قاضی مرتضوي. نه، اين ها رو هم كه همه دارند ميگن ديگه. تكراريه.

اصلا ولش كن. مگه نميگن سكوت سرشار از ناگفته هاست. همون ناگفته ها رو فعلا بخونيد تا بعد. آخه داره بيست دقيقه ميشه. الان اتوبوس ميره، باز جا ميمونم.

فعلا.



روحيه فمينيستی



بعد از موفقيت خانم شيرين عبادی در كسب جايزه نوبل (راستي، تبريك!)، داشتم با خانمی صحبت ميكردم. گفتم كه من هم تا حدودی روحيه فمينيستی دارم و معتقدم كه به زنان در طول تاريخ ظلم بسيار شده و از بسياری از حقوق طبيعی محروم شده اند. البته من مثل بعضی از فمينيستها، معتقد نيستم كه مردها اساسا زيادی هستند و بايد نسلشون از زمين برداشته بشه، بلكه به مساوات اين دو جنس معتقدم.

ايشان در جواب فرمودند: " البته، من هم نميگم همه مرد ها رو بايد كشت! خوبه، چند تاشون رو نگه داريم كه نشون آيندگان بديم تا ببينند كه مردها چه موجوداتی بودند! "

من هم مجبور شدم در جواب بفرمايم: " ببخشيد، وقتی ميخواهيد نسل مرد ها رو بر اندازيد، ميشه بگيد، از كدوم آيندگان صحبت ميكنيد و اين آيندگان چه جوری بايد به وجود بيان؟؟!"

*: كاريكاتور بالا، اثر مانا نيستانی است.



مسابقه پرتاب تلفن


باز هم از اين اخبار در پيتی ها كه فقط توی روزنامه جوادی های ايران مثل "پنجشنبه ها" پيدا ميشه و توی وبلاگ من!:

"در كشور فنلاند كه پيشتاز در ساخت تلفن همراهه، مسابقه پرتاب تلفن برگزار ميشه! قهرمان اين رشته هم موفق شده تلفنش رو 66 متر پرتاب كنه، كه تازه بعد از اون هنوز هم تلفن زبون بسته (به مطلب قبلی رجوع شود) كار ميكرده!

راستی اگه يك چنين مسابقاتی بخواد در ايران هم برگزار بشه بايد چه جور چيزی باشه:

پرش از روی فرش، پرتاب پسته، يا سر كشيدن يه بشكه نفت در يك نفس!!"

اين هم از خبر من. روزنامه "پنجشنبه ها" معمولا با اين جور خبرها كلی تيراژش ميره بالا. حالا فكر ميكنيد، تيراژ من هم ميره بالا يا نه؟

ضمنا عكس بالا هم جالب ترين چيزی بود كه پيدا كردم: تلفن همراه برای آقايونی كه حتی يه لحظه هم نميتونند بدون اون زندگی كنند. من يكی از اين آقايون رو سراغ دارم. شما چطور؟

و در آخر، اگه مطلبم بی مزه بود، بريد اين جوك رو هم بخونيد كه ديگه حسابی حالتون جا بياد.



Web Analytics