آرشيو


January, 2004

زنان ايرانی در صدر اخبار جهانی


با شنيدن خبر كانديدا شدن شهره آغداشلو برای جايزه اسكار خيلی خوشحال شدم. به يادم آمد كه فقط در يك سال گذشته، چند تا از زنان ايرانی در صدر اخبار جهانی قرار گرفتند. دلم ميخواد اسمشون رو اينجا بيارم:

شيرين عبادي، زهرا كاظمي، شهره آغداشلو، سميرا مخملباف، نازنين افشين جم، لاله و لادن بيژني.

همين طور دلم ميخواد از چند زن ديگه كه من تحسينشون ميكنم، اسم ببرم، هر چند كه ممكنه لزوما باهاشون هم عقيده نباشم:

فاطمه حقيقت جو، الهه كولايي، مهرانگيز كار، تهمينه ميلاني، رخشان بنی اعتماد، سيمين بهبهاني.

و البته نبايد نامهايی چون پروين اعتصامی و فروغ فرخزاد رو هم فراموش كنيم.

و اين هم اسم چند تا از وبلاگ هايی كه خانمها مينويسند و من وبلاگشون رو گاهی گداری ميخونم:

زن نوشت، يك ماهي، خورشيد خانوم، من و ماني، مرمرو، هليا، زهرا، پينك فلويديش

بذارين يه كم هم شعار بدم:

آفرين بر زنان ايران، كه با اين همه محدوديت ها و تبعيض ها، باز هم به اين همه موفقيت و افتخار ميرسند.

پی اس 1: اگه اسم ديگه اي به فكرتون ميرسه كه من ممكنه يادم رفته باشه، بهم بگين.

پی اس 2: يكی ديگه از خانمهای ايرانی هم جديدا خبر ساز شده. اسمش رو هم نميگم، دلتون بسوزه! هر چند كه شايد خودتون حدس زده باشيد!



كتاب دوران بارداری


داشتم نگاهی به يك كتاب مربوط به دوران بارداری و زايمان ميكردم كه از ايران پست شده بود. با وجودی كه هيچ سر رشته اي از مسائل پزشكی ندارم اما بعضی از مطالب كتاب به نظرم عجيب می آمد. بعد از نگاه دقيق تر به كتاب به اين كشف باور نكردنی رسيدم:

تاريخ چاپ كتاب: 1380 (چاپ سی و ششم)

تاريخ اولين چاپ: 1320

باور ميكنيد. كتابی در ايران چاپ ميشود كه در آن اطلاعات پزشكی شصت سال پيش را هنوز به خورد خوانندگان بينوا ميدهند! آدم به ياد كتاب های ابن سينا می افته كه ميگفتند تا چند سال پيش در دانشگاه های پزشكی اروپا تدريس می شده!!

به نمونه اي از مطالب اين كتاب توجه كنيد:

" اگر ادرار زنی را كه باردار است به حيواناتی نظير قورباغه، خرگوش و يا موش تزريق كنند، بعد از گذشت چند ساعت و يا چند روز تغيراتی دردستگاه تناسلی داخلی اين حيوانات به وجود می آيد كه از روی آنها تشخيص بارداری داده ميشود" !!

( امروزه برای تشخيص بارداری ميتوانيد از چيزی شبيه به كاغذ تورنسل كه در همه داروخانه ها هم پيدا ميشه استفاده كنيد و نيازی به آزار اين حيوانات بی گناه هم نيست.)

در آخرين بخش كتاب كه مربوط به روشهای جلوگيری از بارداريست و معلومه كه به دليل نياز جامعه در سالهای بعدی به كتاب اضافه شده، به اين جمله برميخوريم:

"مطابق آماری كه از نسبت افزايش جمعيت دنيا بدست آمده است، علمای جامعه شناس به اين نتيجه رسيده اند كه در سال دو هزار ميلادی يعنی درست 32 سال ديگر جمعيت كره زمين به شش بيليون (دو برابر جمعيت فعلي) خواهد رسيد" !



چينی جماعت


اگر در آمريكا يا كانادا زندگی ميكنيد، حتما با پديده هايی به نام چينی و هندی آشنا هستيد. يك واقيعت ناگزير دنيای ما اين است كه از هر سه نفر در دنيا، حتما يكی چينی و يا هنديست. پس شناختن شخصيت، عادات و عقايد و رفتارهای اين دو مليت، برای ما امری ضروری به نظر ميرسد. اهالی كشور هفتاد و دو ملت را فعلا به كناری مينهم و به چينيهای عزيز ميپردازم. شايد در فرصت ديگر، هندی ها را نيز نقد كنم. قبل از شروع اين نكته را هم بگم كه ما ايرانی ها، خودمون از همه بيشتر محتاج بررسی و شناخت هستيم كه اين مسئله رو هم فعلا به ديگران واگذار ميكنم.

و اما چينيها:

اين جماعت كه تعدادشان از يك ميليارد مدتهاست فراتر رفته، به دليل همين انبوه جمعيت و كمبود منابع مورد نياز از هر شكل و نوع، مجبور شده اند كه هر كدام به كار خود بسيار هشيار باشند و در مجموع تبديل به آدمهايی بسيار زرنگ، با پشتكار و در عين حال سود جو شوند. به مثالهای زير توجه نماييد:

1. اگر روز تعطيل، شب و يا حتی نصف شب، به دانشگاه و يا محل كار خود مراجعه كنيد، فقط از اين جماعت چينی مشاهده ميكنيد كه با جديت مشغول كار و تلاش هستند. گويا، پديده هايی چون استراحت، گشت و گذار و لذت از زندگی چندان برايشان تعريف نشده. بيچاره ايرانيهای محترمی كه با اين ماشينهای متحرك همكار هستند و ناخوداگاه از دم تيغ مقايسه گذرانده ميشوند. تقريبا ميتوان گفت كه نبايد هيچ شانسی برای خود در اين پيكار متصور باشند. ايرانيان كشور گل و بلبل كجا و اين رنگ پريدگان بلاد مائو كجا.

2. اگر در مورد هر گونه كپی غير قانوني، بهره برداری غير مجاز از منابع و چيزهايی شبيه به اين كه ايرانی ها خود ختم آن هستند، كم آورديد، حتما يك صحبت مختصری با دوست چينگ چانگ خود داشته باشيد. يك مثال ساده در اين زمينه استاندارد VCD است كه ما در ايران آن را به شكل استاندارد اساسی ضبط ديجيتال فيلم بر روی CD ميشناسيم. اين استاندارد توسط همين چينيها و به منظور كپی برداری غير مجاز از فيلمهای هاليوودی ساخته شده و در غرب اين استاندارد كه از كيفيت بسيار پايينی هم برخورداره، اصلا شناخته شده نيست و به جای آن DVD وجود داره كه استانداردی بين الملليه و حجم و كيفيت بالا داره و به سادگی قابل كپی كردن نيست.

3. اگر كتاب از سايت آمازون و يا سايت های مشابه به صورت دسته دوم ميخريد، مواظب باشيد كه فاميل فروشنده LI، HU، HI، WU، CHI و يا هيچ كلمه دو حرفی ديگری نباشه. اگر چنين بود مطمئن باشيد كتابی كه براتون پست خواهد شد، به جای كتاب با كيفيت عالی و جلد اعلا چاپ آمريكا ، يك نسخه افست چينی با كاغذهای پوست پيازی خواهد بود (با كيفيتی بسيا پايين تر از كتابهای چاپ هند كه در نمايشگاه كتاب پيدا ميشه.)

4. اگر ناخوداگاه واله و شيدای يك چشم بادومی باريك مو شدين، خيلی به عنايت و توجه او اميدوار نباشيد. چون برای اين ملت، كشوری به جز چين و مردمی با چشمهای ريز تعريف نشده!

5. اگر در جايی به حس همكاری و كمك گروهی محتاج شديد، به اين مو مشكی های زرد چهره دل نبنديد كه در كشوری كه بيش از يك ميليارد آدم وجود دارد، كار گروهي، كمك به هم نوع و اين ژست های انسان دوستانه جايی نداره.

6. اگر در زمينه زبان انگليسی خصوصا تلفظ كلماتی كه در آن حروف غير صدا دار استفاده شده اشكالی داريد، روی يك چينی اصلا حساب نكنيد. اگر كرديد و ديگر انگليسی و حتی فارسی هم از يادتون رفت، من مسئوليتی قبول نميكنم!

7. و بالاخره اگر ماشين حسابی را كه دوازده سال چون جان شيرين حفظ كرده و از آن هزاران خاطره داريد، به يك چينی قرض داديد، به انتظار بازگشتش نباشيد كه ديگر روی آن را نخواهيد ديد!

با تشكر از چينيهای عزيز كه مطلب من را نميتوانند بخوانند، مطلب خود را به انتها ميرسانم!



زمين و خورشيد


نسل پريروز: زمين مركز عالمه، چون كتاب مقدس اينو گفته!

نسل ديروز: خورشيد مركز عالمه، چون اين رو تحقيقات علمی نشون ميده.

نسل امروز: ?WHO CARES ( يعنی كی اهميت ميده). چه فرقی ميكنه كدوم مركز باشه. تو هم به چه مسائلی گير ميدی ها. تو اصلا ميدونی چرا ازدواج تام كروز و نيكل كيدمن به هم خورد؟ يا ميدونی كه دوست پسر جديد بريتنی اسپيرز كيه؟ يك خورده بيا تو باغ بابا. سعی كن به مسائل مهم فكر كني. بيخودی ذهنت رو با فكر كردن به اين نكات بی فايده خسته نكن!

نسل فردا: زمين چيه؟ خورشيد كجاست؟ ….



A Non-Sense Documentary on Iran


I watched this documentary about Iran by Jane Kokan, the Canadian journalist which was made secretly in a trip to Iran. At first, the nonsense stories she was making up seemed funny to me, but I got mad at her later on. I am so sorry for people who can see Iran and its problems only through the view angle of this lady and people like her. She was talking about the dangers of her trip such that it reminded me of the movie “Mission Impossible”! She was explaining about coding the emails, being watched, secret places and mysterious people in a way I thought: “Is this really the country I was grown up in?!”

After watching the movie, I felt more respect for Christiane Amanpour, the CNN news caster who had some reports about Iran a few years ago. What she showed was much closer to the reality of my country than the imaginations of this Canadian lady. I don’t know how many groups, organizations and TV channels paid Ms. Kokan to make this artificial so called documentary. I am really sorry that unstable situations of Iran is a means for getting famous and finding reputation among people who may not even care what is going on in Iran.



فيلم مثلا مستند از ايران


فيلم مثلا مستند خانم "جين كوكان" خبرنگار كانادايی كه به صورت مخفيانه از ايران تهيه كرده بود رو ديدم. اول از مهملاتی كه سر هم كرده بود و سبك هاليوودی و قصه پردازی های او خنده ام گرفت، اما بعد شديدا دچار عصبانيت شدم. افسوس به حال مردمی كه تنها نگاهشان به ايران و مسايل آن، از زاويه دوربين اين خانم و امثال اوست. طرف يك جوری از خطرات موجود در سفر مخفيانه اش به ايران حرف ميزنه كه آدم به ياد فيلم MISSION IMPOSSIBLE ميفته! يه جوری از رمز كردن ايميل هاش، تحت نظر بودن، مكان های مخفی و رابط های خاص صحبت ميكنه كه ما كه يه عمر در ايران زندگی كرديم شك ميكنيم كه راستی اين همون مملكت شير تو شير خودمونه؟!

بعد از ديدن فيلم، كلی احترامم نسبت به "كريستين امانپور"، خبرنگار CNN كه چند سال پيش يه گزارش از ايران تهيه كرده بود، بيشتر شد. آنچه كه او نشون ميداد بسيار به واقيعت نزديك تر بود تا خيال پردازی های اين خانم خبرنگار كانادای كه معلوم نيست به خاطر ساختن اين سفرنامه، چند تا گروه و سازمان و شبكه تلويزيونی رو سر كيسه كرده. واقعا افسوس ميخورم كه اوضاع نابسامان ايران، شده ابزار شهرت و در آمد برای كسانی كه مطمئنا چندان اهميتی هم به آنچه اون طرف دنيا ميگذره نميدن.



معافيت از خدمت سربازی


خبر: بر اساس مصوبه جديد مجلس، دارندگان مدارك ليسانس به بالا از خدمت سربازی معاف ميشوند.

خب، خبر خوبيه. حالا تحصيل كردگان عزيز ميتونند برای وقتشون برنامه بهتری از دو سال الافی در پادگان ها داشته باشند.* البته نكته جالب اينه كه يكی از دلايل تصويب اين طرح، جلوگيری از فرار مغزهاست كه اين يكی رو من اصلا درك نميكنم. اتفاقا اين بهترين روش برای تسهيل فرار مغز ها به نظر مياد. ديگه دوستان آماده فرار نياز نيست كه دو سال اين فرار رو به تعويق بندازند و در اين مدت يا انگيزه و يا امكان اين "مهاجرت نخبگان" ( اسم خيلی باكلاسيه! ) رو از دست بدن.

و نكته آخر اينكه، با تصويب اين قانون، تصور كنيد ديگه چه بلايی بر سر رقابت در كنكور مياد. فكر كنم دانش آموزان عزيز ديگه مجبورند از دوره دبستان كلاس های كنكور (قلمچي!) رو شروع كنند!

اما لازم به ذكره كه هنوز اين طرح رو شورای نگهبان تصويب نكرده و با توجه به تجربه های پيشين كه اين شورا معمولا قوانينی كه مردم رو خوشحال ميكنه تصويب نميكنه، من خيلی اميدی به تصويبش ندارم.

*: يادمه چند سال پيش ناظر مكالمه دو تا از دوستان سرباز وظيفه بودم:

"- شما الان در پادگانتون روی چه پروژه اي كار ميكنيد؟

– ما الان روی "تاريخ تمدن ويلدورانت" كار ميكنيم! شما چطور؟

– ما بيشتر ترجيح ميديم روی پروژه های "ذبيح الله منصوري" كار كنيم!"

گاهی گداري: نتيجه اينكه هر دو در پادگان به مطالعه آزاد مشغول بودند! كه احتمالا الان بايد با بازی های كامپيوتری جايگزين شده باشه!



حادثه


فقط يك لحظه. يك صدای مهيب، انبوه شيشه فروريخته، و من و دوستم (راننده) كه در ماشين هاج و واج حادثه مانده بوديم. ماشين مقابل بدون ملاحظه جلوی ما پيچيده بود و جشنواره كريستال به راه افتاده بود.

بعد از اينكه از صحت و سلامت خودمون مطمئن شديم به سراغ راننده مقابل رفتيم. خيلی طول نكشيد كه ما، شاهدين در صحنه و پليس متوجه شديم كه ايشان مست و لايعقل تشريف دارند! ميزان مستی هم به قدری بود كه وقتی پليس ميخواست بهش دستبند بزنه، اصلا نميتونست خودش رو سرپا نگه داره. حالا تصور كنيد كه انتظار داشت رانندگی بكنه و هيچ اتفاقی هم براش نيفته.

الغرض، نتيجه اينكه، به دلايل زير مشروب نخوريد:

1. ميگن كه گناهه و ميگن كه خدا اون دنيا جيزتون ميكنه و از اين حرفا. (من كه اون دنيا نبودم، ميتونيد از اونها كه اونجا تشريف داشتند، بپرسيد!)

2. الكل برای سلامت ضرر داره و به كبد و كليه و قلب و روده و معده و ديفرانسيلتون آسيب ميزنه.

3. ممكنه شب هنگام، شكوفه بزنيد و تمام لذت مستی از دماغتون در بياد!

4. اگر در حالت مستی رانندگی كنيد، ممكنه در يك حادثه دچار فوت مزمن بشيد!

5. و بالاخره اگه از حادثه جون سالم بدر برديد و اگه طرف مقابل هم سالم موند و اگر كه زندان رفتن هم براتون خيالی نبود، حداقل شركت بيمه تون مجبور ميشه پول يه ماشين كامل را به طرف مقابل بپردازه و سال بعد هم بيمه خودتون رو دوبله حساب كنه! (نتيجه اخلاقي: الكل برای شركت های بيمه هم ضرر داره!)

( اگر در ايران زندگی ميكنيد، خيلی نگران رانندگان مست نباشيد، چون احتمالا آمارشون خيلی زياد نيست. اما در عوض اگر خودتون مشروب ميخوريد، حواستون باشه كه حتی اگر رانندگی هم نكنيد، ممكنه دستگير بشين!! )



Web Analytics