آرشيو


September, 2004

پايير آغاز شد!


اين مطلب برای دوستان خارج ايران نوشته شده. دوستان داخل ايران نخوانند!

"توجه، توجه: پايير آغاز شد!"
پايان پيام.

دوستان داخل ايران: ميدونم كه عليرغم هشدار من، مطلب رو خوندين (ما معمولا دوست داريم كاری رو كه ميگن نكنيد، انجام بديم!) پس اين قسمت رو هم شما بخونيد. ( اصلا بابا همه بخونند. چه فرقی ميكنه من چی بگم، وقتی كسی تحويل نميگيره!)

"به نظرتون جمله خبری بالا خيلی عجيب نياد. ما كه در اين غربت آباد غرب مجبوريم با تاريخ ميلادی زندگی كنيم، هميشه تغيير فصل ها رو گم ميكنيم. چون هيچ ربطی بين تاريخ روز و فصل وجود نداره. حالا پايير رو بيخيال. اينا بهار رو هم نميفهمند! حيفه واقعا. تنها جايی كه شما كلمه بهار و پاييز رو ميشنويد، در اسم ترمهای دانشگاهيه، كه ترم پاييز دهم شهريور شروع ميشه و ترم بهار 10 بهمن!"



آش


ديروز برای نهار آش برده بودم سر كار، اما وقت نكردم كه بخورمش. حتی وقت نكردم بذارمش توی يخچال! امروز عليرغم همه توصيه های ايمنی كه بهم شدم بود، تصميم گرفتم كه بخورمش. چند دقيقه در مايكروويو گرمش كردم كه ميكرباش كاملا بميرند! بعد هم كه سرد شد كلی شكر روش ريختم كه خوشمزه بشه. (اخه من آش رشته رو شيرين دوست دارم!) اما قاشق اول رو كه خوردم فهميدم كه اونچه من به عنوان شكر ريخته بودم، نمك بوده! از شوری قاشق اول رو هم نتونستم تموم كنم. فكر ميكنم اينجاست كه آدم بايد به امداد های غيبی و دست تقدير و قسمت و اين چيزا اعتقاد پيدا كنه كه نخواستند من اون آش فاسد رو بخورم و بميرم! اما راستش من كه هنوز هم اعتقاد پيدا نكرده ام. فقط ميگم: "حيف آش!"



Web Analytics