آرشيو


October, 2005

جوراب


با يكی از دوستان داشتيم از دانشگاه ميرفتيم مهموني. به من گفت: "سر راه يه سر بريم خونه، من جورابم رو عوض كنم، چون جورابم سوراخه"
 
من هم با كلی ژست گفتم: "نگران نباش، من يه جوراب توی كيفم دارم، بهت ميدم."
 
خلاصه جوراب رو گرفت و پوشيد و رفتيم.
 
وسط مهمونی بود كه صدام كرد و يه اشاره به جوراب كرد. منظره جوراب قرضی با يه دونه سوراخ گنده روش، واقعا ديدنی بود! خوب پيش مياد ديگه. من گفته بودم، جوراب دارم. نگفته بودم كه جورابه سوراخ نيست!!



خلافهای محله مون


 امروز يكی از دوستان يه لينك برام فرستاد كه توش با زدن آدرستون ميتونيد بفهميد كه چه خلافكارهايی توی محله تون زندگی ميكنند. ( اين هم از موهبتهای زندگی در آمريكاست. )
 
خلاصه آدرس رو زدم و يه ليست بلند بالا از همه خلافهای محله مون (مثل خوشكل محله مون!) گرفتم. كلی نكات جالب فهميدم:
 
اولا كه همه خلافكارای محترم تو كار سكس و اين حرفها هستند. يعنی همون چيزی كه اينا بهش ميگن، SEXUAL ASSAULT. به بچه و بزرگ هم رحم نميكنند! 
 
ثانيا فهميدم كه خلافكاری بايد به قيافه آدم هم بياد. بعضی از اين آدما كه عكسشون توی سايت بود  رو اگه من  توی خيابون هم ببينم، ميفهمم يارو خلافه!  
 
ثالثا كه از اين خبر گهربار مستفيذ شدم كه يكی از همين برادرها توی ساختمون ما زندگی ميكنه!!! به عبارت دقيق تر، 9 تا طبقه پايين تر!
 
خلاصه اينكه خيلی علمم رفت بالا و به اين سيستم پيشرفته اطلاع رسانی آفرين گفتم. اما مسئله اينه كه نميدونم حالا بايد با اين همه اطلاعات چه كار بكنم. تنها كاری كه فعلا به نظرم ميرسه اينه كه قيافه يارو همسايه خلافه يادم باشه و اگه توی آسانسور ديدمش، يك كم خودم رو جمع و جور كنم كه يه دفعه هوس نكنه كه ….
 



Web Analytics